RSS

این داستان معراج پیامبر از تخیلی‌‌ترین داستانی هست که شنیدم

25 Mar

داستان از آنجا شروع می‌شه که پیامبر به عنوان تنها پیامبر برگزیده خداوند سوار بر الاغی به اسم براق به ملاقات خدا میرود

    قرآن بیان می‌نماید که ما شب هنگام محمد را از مسجدالحرام به مسجدالاقصی از آنجا او را بسوی آسمانها بردیم، هدف الله از این کار نشان دادن نشانه‌های خود به فرستاده‌اش در دنیا بود:      سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ البَصِيرُ (اسراء/1) منزه است آن كه(الله) بنده‏اش را شب هنگام از مسجد الحرام به سوى مسجدالاقصى كه بر گردش بركت داده‏ايم برد، تا از نشانه‏هاى خود به او نشان دهیم كه او همان شنواى بيناست.

محمد ابن عبدالله در روایات مختلفی که از وی بیان شده، گفته است:    من شب در مسجدالحرام بودم و در آنجا سوار حیوانی به نام براق(1) شدم و رهسپار مسجدالاقصی گشتم. او در بیان صفات براق، بیان نموده است که حیوانی بود بزرگتر از الاغ و کوچکتر از قاطر با دو بال بر بالای پای عقبش(رانش)، یال این حیوان بسیار پرمو و رنگش هم سفیدی بود، هیچ جانوری به این زیبائی در دنیا وجود ندارد، صورت این حیوان شبیه به انسان (زنی زیبائی) بود و مانند انسان، آنچه را که می‌شنید می‌توانست بفهمد، هر گامش به اندازه‌ی وسعت دیدش بود(تا جائیکه که چشم کار می‌کرد). این روایات هم در منابع شیعی وجود دارد و هم در منابع اهل سنت)قرطبی طبری، سیوطی ، مجلسی و شیخ صدوق) وجود دارند. طبری و العیاشی در تفسیرشان گوشهای این حیوان را دراز، لرزان و کشیده می‌دانند.

أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا يَرَى (نجم/12) آيا در آنچه ديده است با او جدال مى‏كنيد؟

      اما محمد چه کسی را دوباره دیده بود؟ از آنجائیکه قرآن از لفظ نزله استفاده نموده است، پس به احتمال زیاد منظور جبرئیل است:

وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى (نجم/13) و قطعا بار ديگرى هم او را ديده است.

      اما محمد کجا جبرئیل را دیده بود؟ قرآن می‌گوید که در سدره المنتی(کُنار به پایان رسید): 

    عِندَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى (نجم/14) نزد کُنار به پایان رسیده.

      اما این درخت کُنار کجا بود؟ الله می‌گوید که در باغ پناه داده شده: 

    عِندَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى (نجم/15) در همان جا كه باغ پناه داده شده است.   

  إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ مَا يَغْشَى (نجم/16) در آن هنگام كه چيزي (نور) درخت کُنار به پایان رسیده(بالاترین نقطه ی آن) را پوشانده بود.   

  قرآن می‌گوید که آنچه را که محمد دیده بود، سراب و وهم نبود؛ بلکه حقیقتی بود که او آنرا مشاهده کرد: 

 

    مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَمَا طَغَى (نجم/16) و چشم او هرگز منحرف نشد و طغيان ننمود

کدام عقل سلیمی این مزخرفات را باور می‌کند؟

مردم بیدار شوید 

Advertisements
 
Leave a comment

Posted by on March 25, 2014 in Uncategorized

 

Tags: , ,

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

 
%d bloggers like this: